روزهای آغازین سال 1404 خورشیدی است. در حالی که دروازههای مکتب بر روی دختران بستهاند، طالبان زنگ مکتب را به صدا درآوردند. چنین شروعی برای یک عده جالب و شادیآور است، اما برای بعضی نمک روی زخم پاشیدن. هر سال که زنگ مکتب نواخته میشود، داغ محرومیت در دل دختران و زنان افغانستان تازهتر میشود. هر سال که میگذرد، به حجم بار سنگین محرومیت و بیسرنوشتی بر دوش دختران افغانستان افزوده میشود. چهار سال است که دختران از مکتب محروماند. چهار سال زمان کمی نیست. تازه این روند ادامه دارد و قرار نیست متوقف شود.
با شنیدن صدای زنگ مکتب باید به خود بیاییم. ما که چنین سُستعنصر و ترسو نبودیم. نمیدانم چه شده که نسبت به محرومیت و بیسرنوشتی فرزندان خود بیتفاوت شدهایم. اگر دنبال این بگردیم که کیها بابت وضعیت جاری مقصراند و اشتباهات کیها ما را به چنین روزی انداختهاند، درد را دوا نمیکند. در عوض، ما باید فعال باشیم و دست به اقدام بزنیم. تنها اقدام عملی و اعتراض مسئولانه است که کارساز است و دست بیگانه را از دخالت در زندگی و سرنوشت فرزندانمان کوتاه میسازد.
باید کمی به خود بیاییم. وقتی این رژیم ترسو با تمام سیاستهای بزدلانهی خود از بین برود، آن وقت چگونه با آینده روبهرو خواهیم شد؟ در برابر آیندگان که رنج مضاعف و خاطرات محرومیت نسل امروز را به تکرار میشنوند و میخوانند، چگونه سر خود را بلند میگیریم؟ چگونه این بیتفاوتیهای خود را توجیه میکنیم؟ چارهای نداریم جز اینکه با شرمندگی توضیح دهیم که ما با رژیمی طرف بودیم که هیچ از انسانیت بوی نبرده بود، تماماً تروریست و وحشی بودند و اگر اعتراض میکردیم، ما را به جرم طغیان علیه نظام انسانستیزانهشان، قتلعام میکردند. جای تأسف است. نمیدانم این بیآبرویی و این شرمساری را با خود به کجا ببریم.
Daricha – Issue 14 – March 2025
- Issue: 14
- Date: 06/04/2025
- Number of pages: 56
